داستان رویا انتقام نیکس ( الماس سیاه )

در کهکشان آمارو بر روی سیاره هازنگا چند سرزمین وجود داشت یکی از این سرزمینها سرزمین رویا بود که ساکنانی خوب سیرت و بهشتی داشت. اما کمی دورتر در تاریکترین قسمت هازنگا سرزمین تاریکی قرار داشت که برخلاف سرزمین رویا موجوداتی دیوسیرت و اهریمنی در آن ساکن بودند. جارجار اهریمن سرزمین تاریکی که تشنه قدرت و فرمانروایی بر روی هازنگا بود. تصمیم گرفت دروازه جهنمی را بگشاید تا ارتشی از تاریکی‌ها را به خدمت بگیرد. برای این کار جارجار احتیاج به الماس سیاه داشت. الماس سیاه کلید دروازه جهنمی و در دروازه جهان زیرین مخفی بود اما جارجار برای بدست آوردن الماس سیاه احتیاج به سه گوی دیگر نیز داشت که تنها افرادی از سرزمین رویا حق دست زدن به آنها را داشتند بنابراین جارجار برای به دست آوردن 3 گوی و الماس سیاه تصمیم گرفت تا با ربودن نیکس، همسر الیسان باهوشترین فرد سرزمین رویا او را مجبور به بدست آوردن الماس سیاه برای او کند.